چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
کجا رو باید تسخیر کنیم...؟
عدالت کلمه قشنگیه و خیلی دوست داشتنی بطوری که مشاهده شده شخصی با دست مایع دادن این کلمه اعتماد عمومی رو به سمت خودش جلب کرده. همه از عدالت خوششون میاد همه که میگم ۹۹ ٪ در مقابل ۱٪ ها ما هم داریم حالا نمیدونیم کجا رو باید تسخیر کنیم قلب مسئولین رو مغز شون رو گریه کنیم تو سرمون بزنیم خودمون رو آتیش بزنیم یا نه بشینیم یه گوشه از ریاضت اقتصادی لذت ببریم نمیدونم اگر از دست امام زمانی که میگیم و اعتقاد داریم پشت این کشوره با همه این گل کاشتن های دمادم این مسئولین نظام مردم چپ نمیکنن باید دست آقا رو بوسید.
بگذریم ما موندیم و کلاغه ای که به خونش نرسیده !!!؟
جمعه یازدهم فروردین 1391
مسئول بی آرمان نمی خوایم . نمی خوایم
آرمان یک جنبش از اول تا جایی که تبدیل میشه به یک حرکت جمعی باید همراش باشه آرمان مثل شناسنامه انسان هویت یک جنبش رو میسازه حالا اگر به دلایلی این حرکت ضعیف بشه میشه شلم شور باید گشت تو کوچه ها دنبال چند آدم تا پای یک آرمان واقعی واستن از دست رفتن آرمان ساده است اما بدست اوردنش واویلاست یه نگاه به امار شهیدان جانبازان آزادگان و ایثارگران گواه این مدعاست که چه هزینه سنگینی خارج از بار مالی به این کشور بار شده
آرمان رو ازت میگیرن اما بهت نمیدن اگر به تاریخ انقلاب نگاه کنیم میبینیم مدیران و مسئولین در ایران تا چه اندازه پای آرمانهای انقلاب موندن یا فقط با شعار زدگی خواستن خودشون رو پشت این مفاهیم عمیق پنهان کنن عدالت واژه بسیار قشنگیست اما از اون زیاد استفاده بی حاصل میشه عدالت اجتماعی مهمترین خواست مردم . گرانی ها رانت خواری دلال بازی ها همه چیز دست سرمایه دار ها میشه آفت که نتیجه اش میشه اختلاس اونم اختلاس 13 رقمی شاید بعدی بیشتر یا کمتر باشه اما این بی اعتمادی آفت میشه کسی که برای 2 میلیون وام هزار بار باید جونش به لب بیاد شاید بهش بدن شاید ندن میبینه یه جای تو این مملکت یه عده ای چمبره زدن رو بیت المال 2 میلیون اون تو 3 هزار میلیارد گم میشه پولی که اگر بخوای بشماری باید 2 سال شب روز به این کار مشغول باشی
اما باز با همه این اتفاقات مردم میرن رای میدن و پای ارمانها واستادن آرمانی که بهش اهمیت میدن آرمانی که تو مسئولین این کشور کمتر دیده میشه یا اصلا دیده نمیشه.
جمعه بیست و ششم اسفند 1390
درس سال
درس سال
یک سال گذشت با همه خاطرات خوب و بد با تولدها و مرگها خیلی چیزها بین ما مرد بعضی چیزها هم متولد شد این سال از اول ش هم که توپش منفجر شد معلوم بود باردار حوادث زیادی است از جهاد اقتصادی گرفته تا این آخریها خالی بودن ذخیره ارزی از قتلهای معروف تا مقتول های معروف و گاهی هم گمنام و مظلوم از جنگ بین اخراجیها با نادر وسیمین از کن تا بورلی هیلز و اسکار و شاد مانی بخاطر ان که ما تنها ملتی هستیم که بخاطر دورغ گویی به ما اسکار دادن فرهنگی که اون بنده خدا رو استیژ از اون دم میزد درحالی که تو فیلم هیچ اشاره ای بهش نشد بگذریم از تصمیم های تاثیر گذار مجلس از هدفمندی یارانه ها تا حقوق مادام العمر تا این آخری سوال از پاسخ گویی شخص رییس جمهور در مورد کارهاش تا پاسخ بودن مسئولین دیگر تو این کشور که همه خودشون رو خدمت گذار مردم میدونند از مشایی و بقایی تا ..... از فتنه تا جریان انحرافی از اعداد معروف مثل یازده تا کلمات معروف مثل یارانه تا اسم های معروف مثل احمدی نژاد
همه اتفاقات برای ما درس و برای بعضی ها خاطره است یا تلخ یا شیرین مهم اینکه ما چطور میسازیم باید برای رسیدن به نقطه 100 خیلی چیزها رو از دست بدیم تا بتونیم ایده ال رو بدست بیاریم. از تک تک آدم ها شروع میشه از تک تک ما که هر کدوم میتونیم برای دنیا پیرامون مان تاثیر گذار باشیم.
مرد میدان همیشه تو میدان میمونه شاید بعضی مواقع خدمت به مردم با حکومت به مردم اشتباه بشه این مثل همون چاهی است که میثم تمار به مختار گفت حتی وقتی کسی مثل مختار شقی ترین انسان رو که نسبت به اهل بیت بی حرمتی کرده میکشه باید مواظب باشه از رو هوای نفس نباشه و مطمئن باشه که این از ان خداست و خدا خواست. درس سال میشه خدمت به مردم نه حکومت به مردم و فقط برای خدا نه برای بقا.
یکشنبه هفتم اسفند 1390
انتخابات و انحرافات
خواستم درباره انتخابات بگم اما دیدم بی فایده است ملت میرن رای میدن یا با بصیرت یا بی بصیرت فعلا هم که شورای نگهبان دچار بی بصیرتی شده با این برنامه صلاحیت ها
خواستم بگم این اساتیدی که به عنوان کاندیدا خودشون رو به رای میزارن البته وعده هاشون رو هنوز هم فکر میکنن مردم خواب هستن نمیدونم شاید هم هستند
تو شهر ما کاندیدا ها حرف هایی میزنن که آدم وقتی به گوشش میرسه آپاندیسش ورم میکنه بماند.
اما ای کاش این عزیزان بعد انتخابات هم به اندازه الان که رو پوستر ها مصمم برای خدمت یا نیاز شهر هستند سر پیمانی که با چشمانشان با مردم بستن بمونند.
اما حالا که دارم مینویسم می خوام حرف قبلی خودم رو نقض کنم می خوام از انتخابات بنویسم نمیخوام بگم به کی رای بدین می خوام بگم اگر رای میدین گول معلم یا دکتر یا سردار یا حاج یا ته ریش و بی ریش یا لباس دار یا... رو نخورید کاندیدا رو از روی حرفهاش میشه شناخت معمولا این آدم ها که طالب قدرت هستند حرف ها عامه پسند زیاد میزنن و شورانگیز اما چیزی که اهمیت داره این که ببینی این بشر آشنایی با مقدمات قانون گذاری داره اصلا بلده قانون رو با کدوم نون مینویسن مواظب باشین با نونی که تو دست شماست برای خودش ننویسه همه این ها رو گفتم که بگم گرگ همیشه گرگ میمونه و خوی وخصلتش هیچ وقت تغییر نمیکنه فقط چهره زیبا به خودش میگیره مواظب باشید تا زمانی که گرگ رو شناسایی نکردید در عقلتون رو براش باز نکنید

فقط خواستم که بگم همین .....
دوشنبه سوم بهمن 1390
کاش یکی بگه گناهم چیه !؟

کاش یکی بهم میگفت گناهم چیه کاش یکی بهم میگفت تو این دنیا کجا جا داری کاش یکی بهم میگفت من تو نظم نوین جهانی جایی دارم یا نه من محکوم به مرگم من محکوم به تروریست شدن هستم من محکوم به تحریم هستم من در تحریم متولد شدم بزرگ شدم ومیمرم اما خدایا تو شاهد باش که من هستم .

من نمیدونم چی رو باید باور کنم می خوام این بار با شما صحبت کنم شما که میگم منظورم حقوق بشره آره آقای حقوق بشر با شما هستم کجایی نیستی حداقل اش پیش ما نیستی شدی مثل آبنبات چوبی دست بچه ها همه باهات بازی میکنن اما دلشون نمیاد قورتت بدن شما بگو گناه من چیه من چرا محکوم به تحریم هستم چرا محکوم قبل از برگزاری هر گونه دادگاهی عادلانه هستم من از زمانی که بدنیا آمدم طناب دار گردم بود آره والا اونم طناب تحریم دار تروریست بودن. من رو از کوچیکی آویزون کردن اما جرات کشیدن چهار پایه از زیر پام رو ندارن این رو تو نگاهاشون احساس میکنم.

یه خانومه هست میشناسی اسم قشنگی داره مثل قیافش البته اونم جوانیاش ها آره کلینتون اسم با کلاسی داره مگه نه آدم دوست داره همچین آدمهایی آدم رو تحویل بگیرن حداقل یه سری این ور خیلی دوستش دارن از بالا تا پایین فدایی زیاد داره میگن اومده کاره ناتمام شوهرش رو تمام کنه شوهرش اون اوایل انقلاب هی شب می خوابید صبح بیدار می شد میگفت: تحریم من البته اون موقع کوچیک بودم الان هم بچه ها میگن زنش بهتر از خودشه خیلی ما رو دوست داره برامون سفارت خانه مجازی درست کرده بنده خدا زحمت کشیده واقعا نه تو هم نظر منو داری مگه نه آقای حقوق بشر حقوق بشر حقوق بشر با شما هستم انگار نیستی تو دنیا اگر هم هستی توهمی بابا اما با توهمت هم میشه بازی کرد.


البته من نمیدونم شما جنسیت تون چیه همین که گفتم اقا از رو عادت بود چون عادت نکردیم با زن جماعت دهن به دهن بزاریم میگم ها وگرنه ما که مشکل نداریم اگه شما مشکل داری بگو .
دمت گرم از اول هم میدونستم خیلی با حالی البته اونم فقط برای بازی کردن باهات اما هیچوقت بدرد نمیخوری چون مثل چک برگشتی میمونی همه از تو فرارین. با این همه تو نفهمیدی گناه من چیه شاید بخاط ر اینکه زیاد حرف میزنم دارن من رو تحریم میکنن ولی اونا که میگن ما رو دوست دارن با ازادی ما همراه هستن پس چرا آزادی رو از ما میگیرن من احساس میکنم اون دارن با ما شوخی میکنن چرا که واقعا یه آدم مریض فقط این کارو انجام میده چون چند روز پیش با ما دوست بودن به فیلم ما جایزه دادن کارگردان ما رو تحسین کردن اون دفعه هم همین لیدی می گفت ما خواستار آزادی ملت ایران هستیم و دوستدار ما هستن اما بعدش هم گفت ما چاره ای جز تحریم ملت ایران نداریم من که نفهمیدم چی شد شما فهمیدی ولی دوستام میگن هر کی بره اون ور پیش اونا بهش خیلی میرسن فقط باید لخت بشه راستش منظور دوستم رو نفهمیدم یعنی چی لخت بشه این که زشته به فرضی هم ما رفتیم همه چی دادن با حیثیت از دست رفته چه کنیم فردا مردم میگن بچه اونجاست لخت شده وای فکرش هم من رو اذیت میکنه .
وای خسته شدم از اسمت فکر میکنم فیافه حال بهم زنی باید داشته باشی با اون چشم ها ور قلومبیده.
آقای یا خانوم حقوق بشر هر جنسی که هستی به دوستات بگو که من بیگناه بودم هستم و خواهم بود.
اگر هم از تو آدرس خواستن کی بود بگو مسلمان شیعه ایرانی
من رو میشناسند.
به دوستاتنت بگو من منتظر پلک زدن شان هستم.
به اونها بگو من هنوز زنده ام .
من تا انتها این دنیا حتی اگر کل دنیا باشما باشن من هستم تنها اما سر خم نمی کنم
به هم بازی هات بگو من یک شیعه ناسیونالیست هستم
بگو که من هستم.
پنجشنبه هشتم دی 1390
براندازی با مخمل و گل باقالی خانم
براندازی با مخمل و گل باقالی خانم

نمیدونم این تجربه براندازی نرم که تو چند تا کشور بوجود اومد تو ایران چرا نشد.
من نمیدونم که چرا مردمی که تا دیروز داد از دست دولت بابت سهمیه بندی بنزین یا تورم و یا نابسمانی در بازار می نالیدند چرا اومدن رای دادن یا روز 9 دی اومدن تظاهرات.

من نمیدونم که این مردم بقول گفته اونوری ها با کیک و ساندیس حاضر میشن عقیده شون رو بفروشن چرا دوستان اونوری ها که اینور بودن واتفاقا خیلی هم پولدار هستند چرا یه چیز بهتر ندادن تا مردم برای اونا بیان تو خیابون مثلا نوشابه با ساندویچ یا شیشلیکی یا دیزی یا پیتزا.
من نمیدونم تظاهرات سکوت روز ها اول تبدیل شد به مشاجره جماعت چند میلیونی هوادار موسوی زمانی که میتونستن با پا فشاری به مقاصدشون برسن دیگه نیومدن چرا تو ادامه کار بجای اینکه تلاش کنن کاندیدا معترض تو حبس شون بیاد بیرون رفتن درون وب بصورت مجازی می خوان اونو آزاد کنن خوب دولت هم بصورت مجازی اونو نمیده.
شاید هم برای اینکه فهمیدن چیزی رو که باید می فهمیدن.جمعیت میلیونی که موسوی بهش می نازید تا آخر پاش نموندن جماعت برای رای دادن اومدن و از کاندیدا شون جلوتر بودن و فهمیدن معنی اکثریت یعنی چی.
من اصلا نمیدونم که چرا شعار الله اکبر روز اول بعد تبدیل به اتش زدن و کف زدن و هتک حرمت روز عاشورا شد.
این رو میدونم ملت از ازل تا به حال تجربه خیلی از براندازی ها رو داره اما این انقلاب مخملی هم رفت تو تاریخ و میونه برای قضاوت.
احمدی نژاد با موسوی مثل فینال جام جهانی میمونه کلی ملت زیر پا مناظره این دو نفر نشستن.
آخرش هیچ چیز که بوی خدا و بوی دلسوزی برای مردم داشته باشه ندیدند اما مردم حرفهایی شنیدن که دوست داشتن بشنوند حالا اگر اون حرفا از زبان موسوی بیرون میومد شاید اون دیگه نیاز نداشت ثابت کنه تقلب شده چون نشده موسوی تو جنگی که خودش شروع کرد باخت یعنی سیاه نمایی اوضاع موجود اما احمدی نژاد برد احمدی نژاد مهمترین مسابقه تمام عمرش رو برد حتی مهمتر از برد بارسلونا مقابل رئال مادرید و حتی مهمتر از دربی تهران تو 90 سیاسی که درست کردن آرا پیامک دهندگان رو باختن.
و بعد از اتمام مسابقه هم...........
هوادار های که بیشتر جوان بودن و پر از شور شوق به خیابان ها اومدن تا بگفته کاندیدشون مطالبه حقی بکنن که اون رو موسوی خیلی وقت بود که نداشت آقایان مسئول تشنج و آشوب ها بعد انتخابات هستند .
من این رو میدونم که اقایان بخاطر درگیری با شخص اول مملکت تیشه به ریشه نظام زدند این نظام تجربه 18 تیر 78 رو داشت منطقی نبود شخصی که خودشو از نظام میدونست و از امام ٍکاری بکنه که مخالفان این نظام وامام براحتی جولان بدن اون هم انگار نه انگار
این رو میدونم که آقایان برای رسیدن به مقاصد خودشون گوشت دم توپ میخواستن خون میخواستن شهید قلابی میخواستن بعضی ها هم شدن ستون پنجم این وسایل مورد نیاز برندازی رو بهشون دادن (کهریزک و کوی دانشگاه) این آقایان می دونستن با التهاب وضع موجود راه برای نفوذ منافقین واشرار بین مردم راحت تره و با چند تا مرگ مبهم و جو سازی رسانه های خارجی میشه شخص اول مملکت رو تنگنا قرار داد تا بشه مثل امام جام زهر رو به زور بخوردش بدن وامتیاز بگیرن.

شاید آیندگان از روز 9 دی بعنوان روز مهمی در تاریخ کشور اسلامی اسم ببرن شاید بعدها تعطیل هم بشه این روز اما مشخص بود که این مردم 9دی با امامی بیت کردند که قریب به 10 شب براش سینه زدن و با دردهاش اشک ریختن با نائبی پیمان بستن که در طول رهبری هیچ وقت نخواست این پرچم بروی زمین بیفته حتی تا زمانی که مثل امام غریب امام حسن که هیچکس براش نموند وهمه سردارانش خودشون رو به دشمن بفروشن و نه مثل امام شهید که با خون خود باعث بقا اسلام شد.
شنبه بیست و هشتم آبان 1390
حق ملت یا حق فرزندان ثروت
اگر فقط داشتن حقوق مادامالعمر زیاد تو تبلیغات بانک یا رویاهاتون دیدید حالا به واقعیت تبدیل شده ولازمش هم اینه که 2 سال نماینده ملت باشی تا یه شعبه از چاه نفت رو تو خونت داشته باشی.
خدا آخر عاقبت مارو با این جماعتی که دم از علی میزنن اما تا الانش هم دارن شمشیر دشمن علی رو برق میندازن بخیر کنه
مردم که با امید و آرزو پشت صندوق رای میرن تا نماینده بفرستن مجلس والبته بیشتر بخاطر دفاع از مشروعیت نظام رای میدن حالا میبینن جماعتی شکم سیر و البته نه مثل رجایی فرزند ملت بلکه این بار فرزند ثروت برای خودشون حقی سوا از مردم مطالبه میکنن اگر ترازوی انصافی در این کشور وجود داشته باشه اون ترازو مجلسه البته از نوع سالمش مجلس دفاع از حق حاکمیت مردم میکنه اما اگر همین مجلس حاکمیت رو بازیچه قرار بده وبخواد از رانت استفاده کنن یقه این ترازو رو با کدوم ترازو باید گرفت
نمیدونم که بودجه این حقوق مادامالعمر از کجا تامین میشه
شاید از حقوق بازنشسته هایی که نمیدن
شاید از پول نفتیه که قرار بود تو جیب ملت بره حالا تو جیب نماینده ملته
شاید از آزاد سازی قیمت ها ویارانه باشه
شاید از 3000000000000 تومان که اختلاس شد
شاید از منبع وام های خود اشتغالی
شاید از منابعی که ما خبر نداریم اما از هر جا باشه سرش یکیه پول نفته نفتی که تو رگهای این کشور جاریه به عقد این عزیزان در اومده پیوندتان مبارک
30 سال خوردید این چند سوا هم روش
دوشنبه نهم آبان 1390
دوستان دیروز , نارفیقان امروز
اما من دلم نمیاد چند تا توضیح ندم .غرب به سردمداری امریکا وانگلستان والبته فرزند شوم وناخلف بنام اسرائیل دنیا رو به بشکل پیتزا میبینن و برای خودشون دنبال یه سهم میگردن حالا دیگه فرق نمیکنه که اون سهمی که تقسیم میکنن تو خاورمیانه باشه تو افریقا تو اسیا تو امریکا لاتین وحتی تو اروپا همه چیز قربانی منافع میشه حتی اگر با هشون رفیق گرمابه گلستان باشی. چه بسا رفقای گرمابه و گلستان و اونجور جاهاشون هم دیدیم که یکی یکی دارن سقوط میکنن از پهلوی بی وجود که در رفت گرفته تا قذافی و مابقی.



البته به امید خدا نوبت این مگس صفتان هم خواهد شد و همچون رفقای عربی شون سقوط میکنن.

این عکس هم گذاشتم فقط برای اینکه از عرش تا فرش چگونه طی میشود.
بقول شاعر:
هان اي دل عبرت بين ازديده نظركن هان
قذافي ملعون را آيينه عبرت دان
دوشنبه چهارم مهر 1390
دفاع از ناموس دفاع دفاع دفاع...
وقتی دزد به خونه آدم میاد خوب طبیعتا شما مقابله میکنی این یک رفتار کاملا بدهیست که در همه جانوران دنیا مشترک و حتی در برخی از نباتات هم هست اما زمانی که این انسان دوپا اونم از نوع مسلمان شیعه ش اگر دربرار تجاوز ایستادگی کنه میشه خشونت طلب میشه جنگ طلب میشه کسی که از میز مذاکره فرار میکنه(فکرشو بکن با دزدی که اومده خونت بشینی گپ بزنی احیانا تخمه هم بشکونی).

ایران کشوری با تمدنی عظیم و البته تمدن ساز وقتی مورد هجوم دشمنان قرار میگیره دشمنی که عراق بعنوان عروسک خیمه شببازی در روبرو اما در باطن جنگ جنگ جهانی اینبار ایران در مقابل اکثر کشور ها اروپایی و امریکا و شوروی و عربی ما با کلاشینکف یا در بعضی از زمانها با دست خالی بجنگ این ابر قدرتها رفتیم کشور هایی که بنام آزادی ملت ایران ملت ایران رو بستن به گلوله کشورهایی که الان هم دارن دم از آزادی ملت ایران میزنن اما انواع تحریم ها رو علیه این ملت انجام میدن.

دفاع همچنان باقیست الان هم ما مدافع ارزشهایی هستیم که براش جنگیدیم
دل آدم واقعا میسوزه وقتی این همه بی مهری نسبت به شهدا و بازماندگان جنگ میشه یکی میگفت چرا اسم این خیابانها اسم شهیده تو فلان جا اسم های باکلاس تری میزارن بعد که داشتم به این مسئله فکر میکردم رسیدم به این حرف که اگر این ها نبودند اسم خیابانها چی بود شاید صدام شاید بغداد شاید هم حزب بعث شایدم بقول اون فیلمه به صدام میگفتیم خان دایی .

